خوب آخه آدم مجبور که نیستش ،
وقتی نمیتونه یک کاری بکنه بگه نمیتونم ،
اون از جمع کردن گوشی ها توسط آقا منافی در جشن که واقعا همه شاخ در آوردند ، اونم گوشیهای دبیرستانی ها
اون از ندادن حتی یک کیک ، که همه بچه ها از زنگ نهار ساعت ۱۲ ، تا ساعت ۲۱ هیچی نخوردند
اون از اینکه نمره انضباط رو برای اینکه آئین نامه انضباط رو پایین میاره ، طبق آئین نامه میدن
ولی نمره مستمر چون دست معلمه و معلما هم یک کم مهربون ، میان میگن بی خیال معلم
اون از اینکه یه میز یا ... برای قاری قرآن تو جشن نبود و بدبخت با یه دست میک گرفته بود با یه دست قرآن
اون از اینکه همه مجبور شدن از میدون جهاد تا سالن رو به خاطر طرح پیاده بیان
اون از اینکه نزدیک بود دقایق آخر مسئول سالن به خاطر اینکه مثل هر سال جشن با حدود ۴۰ دقیقه تاخیر شروع شد و از اونور طول کشید ، خاموش کنه
اون از اینکه من کلی قول گرفتم که نتایج آزمون مبتکران که من اول شدم رو بگن ، از بچه های نشریه رایانامه که بعدا توضیح میدم تقدیر کنن --- حالا اومدیم خونه میگیم امروز یه بار به خاطر اینکه تو نمره ترم ۷ پایه شدم میرم رو سن - یه بار نشریه - یه بار مبتکران ، حالا گذشته از مبتکران و نشریه به ما گفتن ۷ پایه ایم میریم میبینم اصلا تو ۱۰ نفر اول پایه نیستیم
اون از اینکه سی امین سالگرد انقلاب رو سی اومین مینویسند
اون از اینکه ، هر چی من کد خودم و پدرم کد والدین رو میزنه ، به هیچ وجه نمیشه کارنامه رو دید ، خوب من کارنامه مو میخوام ، خوب وقتی آدم کاری رو بلد نیست نمیکنه ، من که نمیدونم ولی یا به خاطر اینه که سایت پشیزی پهنای باند بیشتر نداره و یا نام کاربری و رمز عبور ها غلطه
اون از اینکه ...
چی بگم والا ؟!!